نگاهی به مقام‌های باقی‌مانده نظام؛ اهداف بعدی اسرائیل چه کسانی‌اند؟

در ساختاری که به‌شدت به افراد متکی است، حذف پی‌درپی این نفرات می تواند نه‌تنها زنجیره فرماندهی، بلکه کل سازوکار تصمیم‌سازی را با اختلال جدی و حتی فروپاشی مواجه کند

اعلام کشته شدن اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، در بامداد چهارشنبه ۲۷ اسفند، تازه‌ترین حلقه از زنجیره حذف‌های هدفمند مقام‌های ارشد در تهران بود. موجی که از ۹ اسفند و با آغاز عملیات نظامی اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی اوج گرفت و اکنون به عمیق‌ترین بحران ساختاری در راس این نظام تبدیل شده است.

طی تنها ۱۹ روز، چهره‌هایی از بالاترین سطوح قدرت، از علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، گرفته تا فرماندهان کلیدی سپاه، وزیر دفاع، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، دبیر شورای عالی امنیت ملی، دبیر شورای دفاع، فرمانده بسیج و در نهایت وزیر اطلاعات و ده‌ها تن از معاونان این چهره‌ها هدف قرار گرفتند. چنین سطحی از حذف هم‌زمان در راس هرم قدرت، در تاریخ جمهوری اسلامی بی‌سابقه است و نشان می‌دهد حملات تل‌آویو و واشنگتن، نه صرفا بر نابودی زیرساخت‌های نظامی، بلکه بر حذف مغز تصمیم‌گیری و زنجیره فرماندهی رژیم متمرکز است.

این روند در حالی ادامه دارد که جمهوری اسلامی پیش‌تر در جریان جنگ ۱۲ روزه، هم بخش مهمی از فرماندهان ارشد خود، از جمله محمد باقری، حسین سلامی، امیرعلی حاجی‌زاده و شماری از فرماندهان اطلاعاتی و موشکی را از دست داد. نکته قابل‌توجه آن است که بسیاری از مقام‌هایی که در موج اخیر کشته شده‌اند، در واقع جانشینان همان فرماندهان بودند. به این معنا که ساختار فرماندهی جمهوری اسلامی، در فاصله‌ای کوتاه، برای دومین بار در بالاترین سطوح، دچار فروپاشی کامل شد.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که چه کسانی کشته شده‌اند، بلکه این خواهد بود که چه کسانی باقی مانده‌اند، کدام چهره‌ها اکنون برای بقای ساختار قدرت حیاتی‌تر شده‌اند و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در دفترچه شخصی خود که مقابل سفیر آمریکا از آن رونمایی کرد، روی نام چه کسانی هنوز خط نکشیده است.

گعده مشهدی‌ها

پیش‌بینی اینکه مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، در راس این فهرست باشد، چندان سخت نیست؛ رهبری که پس از کشته شدن علی خامنه‌ای به‌عنوان جانشین معرفی شد، اما وضعیت جسمانی‌اش همچنان در هاله‌ای از ابهام است.

گزارش‌های رسمی و حتی اعتراف صداوسیمای جمهوری اسلامی از مجروح شدن شدید او در حملات اولیه حکایت دارد و برخی منابع غیررسمی نیز از وخامت یا حتی در کما بودن او سخن گفته می‌شود. این ابهام خود به یکی از عوامل بی‌ثباتی در راس نظام تبدیل شده است، چرا که در غیاب یک رهبر فعال، فرایند تصمیم‌گیری کلان با اختلال مواجه می‌شود.

در نتیجه به نظر می‌رسد در این خلا، محمدباقر قالیباف به یکی از پرنفوذترین و شاید «پرنفوذترین» چهره‌های باقی‌مانده تبدیل شده است که می‌تواند از اصلی‌ترین هدف آتی موساد و ارتش اسرائیل باشد.

رئیس فعلی مجلس شورای اسلامی که سابقه طولانی در سپاه پاسداران دارد، اکنون نقشی فراتر از جایگاه رسمی خود ایفا می‌کند. با کشته شدن علی لاریجانی و فرماندهان نظامی ارشد، قالیباف به یکی از معدود چهره‌هایی تبدیل شد که هم‌ تجربه امنیتی و نظامی و جایگاه سیاسی ارشد دارد، هم دارای شبکه‌ای گسترده از ارتباطات در ساختار قدرت و ارتباط بسیار نزدیک با مجتبی خامنه‌ای است. در شرایطی که مجلس عملا کارکرد عادی خود را از دست داده، نقش قالیباف بیش‌از‌پیش به حوزه نظامی و امنیتی نزدیک شده است.

فرماندهان و موشکی‌های سپاه

در بخش نظامی، احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه پاسداران، جایگاهی کلیدی دارد. او پس از کشته شدن محمد پاکپور در روزهای ابتدایی جنگ، به این سمت رسید و اکنون در شرایطی سپاه را هدایت می‌کند که این نهاد بخش بزرگی از فرماندهان ارشد خود را از دست داده است. نقش او نه‌فقط مدیریت عملیات، بلکه بازسازی یک ساختار آسیب‌دیده و ادامه حملات موشکی‌ــ‌پهپادی به اسرائیل و کشورهای عرب منطقه خواهد بود و ترور او بی‌شک یک موفقیت بزرگ دیگر در کارنامه بنیامین نتانیاهو است.

در میان فرماندهان باقی‌مانده، مجید (سیدحسین) موسوی نیز از چهره‌های بسیار مهم به شمار می‌رود. او پس از کشته شدن امیرعلی حاجی‌زاده در جنگ ۱۲روزه، به فرماندهی نیروی هوافضای سپاه پاسداران رسید؛ نهادی که ستون اصلی برنامه موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

موسوی پیش از آن، سال‌ها جانشین فرمانده این نیرو بود و به‌عنوان یکی از چهره‌های کلیدی در توسعه توان موشکی جمهوری اسلامی شناخته می‌شد. اهمیت جایگاه او از آنجا ناشی می‌شود که نیروی هوافضای سپاه، عملا ابزار اصلی بازدارندگی جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل و آمریکا به شمار می‌رود. ایالات متحده نیز پیش‌تر او را به دلیل نقش در برنامه موشک‌های بالستیک و پهپادی تحریم کرده بود.

در شرایطی که فرماندهان پیشین این حوزه همگی هدف قرار گرفته‌اند، موسوی اکنون یکی از معدود چهره‌هایی است که تداوم این بخش حیاتی از توان نظامی جمهوری اسلامی به او وابسته است.

علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا نیز یکی از مهم‌ترین چهره‌های باقی‌مانده در جمهوری اسلامی است. این قرارگاه به‌عنوان اتاق فرمان جنگ، مسئول هماهنگی میان ارتش و سپاه است. با کشته شدن فرماندهان پیشین این قرارگاه در جنگ ۱۲روزه، جایگاه عبداللهی به یکی از حیاتی‌ترین گره‌های عملیاتی تبدیل شده است.

سرکوبگران داخلی

در حوزه امنیت داخلی، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضاییه، همچنان یکی از ستون‌های اصلی کنترل سیاسی و سرکوب معترضان در داخل کشور محسوب می‌شود. کشته شدن او، به‌ویژه پس از آغاز اجرای احکام اعدام برای بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، می‌تواند همانند انتشار خبر مرگ علی خامنه‌ای یا علی لاریجانی، بازتاب گسترده‌ای در افکار عمومی ایران داشته باشد و حتی در میان بخشی از جامعه که این تحولات را به نفع تضعیف حکومت می‌دانند، به افزایش نگاه مثبت به اقدام‌های اسرائیل و شخص بنیامین نتانیاهو منجر شود.

در شرایطی که اعتراضات داخلی همچنان بالقوه فعال است، دستگاه قضایی تحت نظر اژه‌ای در ایجاد بازدارندگی از طریق صدور احکام سنگین و اعدام‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در کنار او، احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی، در خط مقدم کنترل خیابان قرار دارد. با تضعیف شدید نیروهای بسیج به دلیل حملات پهپادی و موشکی اسرائیل به مقرهای آنان و ایجاد خلا در وزارت اطلاعات پس از کشته شدن اسماعیل خطیب، نقش نیروی انتظامی در سرکوب و مدیریت بحران داخلی پررنگ‌تر شده است. همچنین با توجه به اظهارات تند و تهدیدآمیز اخیر رادان علیه ایالات متحده و اسرائیل در تجمع‌های حکومتی، حذف او از منظر رسانه‌ای می‌تواند ضربه‌ای قابل‌توجه به روایت‌ها و تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی تعبیر شود.

دولتی‌ها و سایرین

در سطح تصمیم‌سازی کلان، روز پنجشنبه ۲۸ اسفند گزارش‌های تایید نشده از انتصاب حسین دهقان به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در برخی رسانه‌های داخلی منتشر شد. دهقان، وزیر سابق دفاع و از چهره‌های باسابقه سپاه، در صورت تثبیت در این سمت، به یکی از مهم‌ترین بازیگران در تعیین سیاست‌های امنیتی تبدیل خواهد شد.

سردار علی فدوی نیز به‌عنوان مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران، یکی از چهره‌های تاثیرگذار در حفظ انسجام درونی این نیرو محسوب می‌شود. به‌ویژه در شرایطی که ساختار فرماندهی سپاه به‌شدت آسیب دیده است. او در روزهای اخیر با حضور در رسانه‌های حکومتی، تلاش کرد روحیه تضعیف‌شده نیروهای نظامی را تقویت کند و روایت رسمی از تحولات میدانی و شکست‌های پیاپی را مدیریت کند.

در کنار این‌ها، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری جمهوری اسلامی، همچنان در راس قوه مجریه قرار دارد؛ هرچند در شرایط جنگی، وزن واقعی تصمیم‌گیری به‌طور محسوسی به سمت نهادهای نظامی و امنیتی منتقل شده است.

در همین چارچوب، برخی رسانه‌های اسرائیلی درباره نارضایتی او از بی‌توجهی فرماندهان سپاه به دیدگاه‌ها و خواسته‌های دولت و حتی طرح احتمال کناره‌گیری‌اش، گزارش‌هایی منتشر کرده‌اند. با این حال، رئیس‌جمهوری از نظر حقوقی، همچنان یکی از ارکان رسمی قدرت محسوب می‌شود و هرگونه هدف قرار گرفتن او، علاوه بر پیامدهای سیاسی داخلی و ایجاد اختلال در امور وزارتخانه‌ها، می‌تواند در سطح دیپلماتیک و بین‌المللی نیز تبعات گسترده‌تری به همراه داشته باشد.

محسن رضایی هم که با حکم مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان مشاور نظامی فرماندهی کل قوا منصوب شد، به‌عنوان یکی از چهره‌های باسابقه سپاه، در سطح راهبردی نقش‌آفرین است.

هراس از معرفی جانشین

با این حال، بحران تنها به چهره‌های باقی‌مانده محدود نمی‌شود، بلکه به خلاهای ایجادشده نیز گسترش یافته است. هنوز برای برخی از مهم‌ترین جایگاه‌های کلیدی، از جمله ریاست ستاد کل نیروهای مسلح، وزارت اطلاعات، وزارت دفاع، دبیری شورای دفاع و ریاست سازمان اطلاعات فراجا، جانشین‌های رسمی اعلام نشده‌اند. در برخی موارد مانند وزارت دفاع، جانشین‌ وزیر نیز بلافاصله هدف قرار گرفت، که نشان می‌دهد فرایند جانشین‌سازی نیز مستقیم تحت فشار است.

چنین وضعیتی یا به معنای پنهان نگه داشتن اسامی جانشین‌های جدید از ترس حملات مجدد ارتش اسرائیل و کشته شدن این مقام‌ها خواهد بود یا نشان‌دهنده اختلال در فرایند تصمیم‌گیری در سطوح بالا است.

اکنون جمهوری اسلامی به دایره‌ای محدود از چهره‌های باقی‌مانده وابسته شده است که به نظر می‌رسد همگی آنان نیز در تیررس مستقیم نیروهای نظامی و امنیتی اسرائیل قرار دارند و هر لحظه می‌توان منتظر اعلام خبر کشته شدن آنان بود. دایره‌ای که هرچه کوچک‌تر شود، توان نظام برای حفظ انسجام و کنترل بحران کاهش می‌یابد.

در ساختاری که به‌شدت به افراد متکی است، حذف پی‌درپی این نفرات می‌تواند نه‌تنها زنجیره فرماندهی، بلکه کل سازوکار تصمیم‌سازی را با اختلال جدی و حتی فروپاشی مواجه کند. آینده این روند بیش از هر زمان دیگری، به تداوم یا توقف این موج از حملات گره خورده است.